عبد الحسين نوايى
78
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
( ع ) شده بود مجاهدين آن شب را در تبريز و ميان سنگرهاى خود جشن باشكوهى برپا كردند . اين پيكارها و نبردها از آن پس نيز همه روز و همهشب پيوسته ادامه داشت جزئيات حوادث قسمتى از اين ايام را حاجى محمد باقر و يجويهاى در كتابى به نام « تاريخ انقلاب آذربايجان و بلواى تبريز » روزبهروز يادداشت كرده و سيد احمد كسروى تبريزى هم در جلد سوم تاريخ مشروطيت خود مفصل نوشته است و همهء آنها سراسر داستانهاى حيرتآورى است از نهايت دليرى و شجاعت و شهامت مجاهدين راه آزادى كه سرآمد همهء آنها ستار خان سردار ملى بوده است . بالاخره پس از جنگ 14 شعبان و نبرد سهمگين 27 شعبان كه 13 روز بعد روى داد و در آن مستبدين و عين الدوله آخرين تلاش خود را نمودند و پيكارهاى كوچك و بزرگ ديگر ، مجاهدين موفق شدند دكان انجمن اسلاميه و مستبدين را در شهر تبريز تخته كنند و رحيم خان سردار نصرت و شجاع نظام مرندى و سپاهيان ماكو را عقب بنشانند . يكى از موفقيتهاى مهمى كه در اين موقع نصيب مشروطه خواهان شده بود اين بود كه سپهدار هم كه به فرماندهى قواى آذربايجان از طرف محمد على شاه آمده بود از مستبدين برگشت و با ستار خان عهد كرد كه به تنكابن رفته در آنجا علمدار آزادى شود . پيروزى مشروطهخواهان در تبريز كه خبر آن در تمام اقطار دنيا منتشر گرديد باعث تقويت روح تمام آزادىخواهان ايران در سراسر كشور گرديد و محمد على - شاه و اطرافيان او را سخت بيمناك ساخت . آزاديخواهان تبريز ، پس از اينكه نظم و آرامش را در شهر تبريز برقرار كردند ، تلگرافى براى محمد على شاه فرستادند و از او تقاضا كردند كه مجلس شوراى ملى را بگشايد . محمد على شاه در جواب دستخطى براى صدراعظم نوشت كه : « اشرار